دهکده ی آرزوها
HoMe | eMaiL | Design | Profile
یکی بود یکی نبود این کارها رو انجام بدین: به مدت30ثانیه به ستاره ی قرمز روی دماغ دختر خیره بشین. سپس به یک کاغذ سفید یا دیوار سفید نگاه کنین و مرتب پلک بزنین. چی میبینین؟ دختر 5 ساله ای از برادرش پرسید: اگه زندگی امیده " پس این همه نا امیدی چرا؟ اگه زندگی چراغه " پس این همه تاریکی چرا؟ اگه زندگی شادیه " پس این همه غم ها چرا؟ اگه زندگی بهاره " پس این همه خزان چرا؟ اگه زندگی جوابه " پس این همه سوال چرا؟ اگه زندگی عشق و دوستیه " پس این همه بی وفایی چرا؟ به نظر شما زندگی یعنی چی...؟؟؟ آیا میدانستید همان طور که بعضی از ماها راستدست هستیم و بعضیها هم چپدست،چپچشم هستید یا راستچشم؟
جالب است به دفعاتی که کلمات زیر در قرآن ظاهر شده اند نگاهی داشته باشیم:
از غضنفر مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي كنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم….. پياده خيلي راهه غضنفر رفت تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت : خوب بود ولي مربيه خيلي مذهبي بود . هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا ابوالفضل غضنفر بعد از عمليات داشته شهدا رو جمع و توي پلاستيک مي کرده بين شهدا يه زخمي بوده که به زحمت ميگه من زخمي هستم شهيد نشدم غضنفر ميگه بيا برو توي پلاستيک شهيد شدي بدبخت داغي نميفهمي يه صندلي بوده که هرکس روش ميشسته و دروغ ميگفته بادکنک بالاي سرش ميترکيده اصفهانيه ميشينه ميگه مافکر ميکنيم آدماي ولخرجي هستيم بادکنک ميترکه رشتيه ميشينه ميگه ما فکر ميکنيم که آدماي با غيرتي هستيم بادکنک ميترکه غضنفر ميشينه ميگه ما فکر ميکنيم… بادکنک ميترکه به غضنفر ميگن اگه آب نبود چي مي شد؟ ميگه شنا ياد نمي گرفتيم در نتيجه همه خفه ميشديم.. *تا حالا دقت کردین وقتی خودکارت قطع میشه یه جا دیگه تستش میکنی مینویسه، ولی دوباره جای قبلیش میخوای بنویسی نمینویسه !!!!!! *تا حالا دقت کردین دقت کردین همه به چراغ راهنمایی میگن چراغ قرمز. ************ ایستگاه خنده دو تا آفریقایی با یه نفر سومی وسط بیایون بودن در همین حال و هوا بودن که یدفعه آفریقایی یه چراغ جادو پیدا می کنه. ************* اینم از گزینه ی جدید microsoft!!!! آنجلینا در دوران نوجوانی وقتی نتوانست در کار مدل شروع به فعالیت کند، افسردگی پیدا کرد و وقتی این افسردگیاش به اوج رسید اقدام به خودکشی و بریدن رگ دستش کرد. همانطوریکه خودش میگوید: به خاطر بعضی دلایل زمانیکه من در حال انجام مراسم خودکشی بودم! و درد را حس میکردم میتوانستم زنده بودن را حس کنم و میتوانستم نوعی از آزادی را احساس کنم و به هرجهت این کار خودش نوعی درمان برای من به حساب میآمد. پردرامد ترین بازیگران هالیوود در سال گذشته اعلام شدند وجانی دپ پردرامدترین بازیگر سال شد. به ادامه ی مطلب هم سری بزن یک بنده خدایی وارد قبرستانی می شود. سر هر قبری می رود، می بیند سنّ مرده خیلی کم است. شش سال، دو سال، هفت سال ... . مرد تعجب می کند. از متولی قبرستان می پرسد: « آقا اینجا قبرستان بچّه هاست. » جواب می دهد: « نه آقا. اینجا همه نوع مرده ای داریم. پیر، جوان، بچه ... » مرد می گوید: « پس چرا من هر چی نگاه می کنم، همه شش هفت ساله اند.» متولی قبرستان می گوید: « ما در شهرمان یک عالم عارفی داریم که اعتقاد دارد سنّ واقعی آدم ها به عقل و خردی است که دارند و در زندگی آن را به کار می گیرند؛ نه به تاریخ به دنیا آمدنشان. در شهر ما هر کس می میرد می برند نزد این عالم، و او سن واقعی مرده را می گوید و همان را روی سنگ قبرش می نویسند. این قبری که روی سنگش نوشته شش ساله، در شناسنامه شصت و پنج ساله بود. این یکی که نوشته دو ساله، در شناسنامه چهل ساله بود. این یکی که نوشته هشت ساله، در شناسنامه نود و سه ساله بود.... خود من هم یک روز رفتم پیش این عالم و پرسیدم سنّ واقعی من چقدر است؟ عالم گفت: برو جوان. برو که تو هنوز به دنیا نیامده ای. » فردی از خدا درخواست نمود تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد خداوند پذیرفت. او را وارد اتاقی نمود كه جمعی از مردم در اطراف یك دیگ بزرگ غذا نشسته بودند. همه گرسنه، نا امید و در عذاب بودند. هركدام قاشقی داشت كه به دیگ میرسید ولی دسته قاشقها بلند تر از بازوی آنها بود، به طوریكه نمیتوانستند قاشق را به دهانشان برسانند! عذاب انها وحشتناك بود. آنگاه خداوند گفت: اكنون بهشت را به تو نشان میدهم. او به اتاق دیگری كه درست مانند اولی بود وارد شد. دیگ غذا، جمعی از مردم، همان قاشق های دسته بلند. ولی در آنجا همه شاد و سیر بودند. آن مرد گفت: نمی فهمم؟ چرا مردم در اینجا شادند در حالی كه در اتاق دیگر بدبخت هستند، با آنكه همه چیزشان یكسان است؟
غیر از خدا هیچ کس نبود(دقت کنید،هیـــــچ کس نبود)
در آبادی کوچکی مردمی زندگی می کردند |:
حالا می فهمم،
ما با قصه خواب نمی رفتیم.
همون اول هنگ می کردیم
ادامه مطلب
معنی عشق چیست ؟؟
برادرش جواب داد :
عشق یعنی تو هر روز شكلات من رو ،
از كوله پشتی مدرسه ام بر میداری ،
ومن هر روز بازهم شكلاتم رو همونجا میگذارم ... !
.
.
.
نماز: ۵
ماه: ١٢
روز: ٣۶۵
دریا : ٣٢ ، زمین (خشکی): ١٣
دریا + خشکی ۴۵= ٣٢+۱۳
دریا =۷۱/۱۱%=۴۵/(۳۲)
خشکی =۲۸/۸۹% =۴۵/(۱۳)
١٠٠% = دریا ۷۱/۱۱% + خشکی۲۸/۸۹%
دانش بشری به تازگی اثبات نموده که آب ۷۱/۱۱۱% و خشکی ۲۸/۸۸۹% از کره زمین را فراگرفته است.
بعد غوله می یاد بیرون و به آفرقایی میگه یه آرزو کن
آفریقایی میگه: منو سفید کن.
تا اینو میگه سومی میزنه زیر خنده آفریقایی میگه: چیه برای چی میخندی؟
سومی گفت: همینجوری.
بعد غوله به آفریقایی دومیه گفت: تو چی می خوای؟
آفریقایی گفت: منم سفید کن .
دوباره سومی میزنه زیر خنده .
آفریقایی گفت برای چی میخندی؟
سومی باز گفت: همینجوری.
نوبت سومی میشه. غوله ازش می پرسه: تو چی می خوای .
سومی میگه: این دوتا رو سیاه کن
ادامه مطلب
ادامه مطلب
خداوند تبسمی كرد و گفت: خیلی ساده است، در اینجا آنها یاد گرفته اند كه یكدیگر را تغذیه كنند. هر كسی با قاشقش غذا در دهان دیگری میگذارد، چون ایمان دارد كسی هست در دهانش غذایی بگذارد.
Desiner: lady skin |